آخر از بس تو اي سي يو حرص خوردم. اولين سكته را توي ايام عيد زدم و همه شيفتهاي كاري ماليده شد. موتور سه فاز هم بود نيم سوز شده بود چه رسد به قلب!!!

فكر كنم قبلا نوشته بودم كه به جاي آي سي يو به دانشكده دندانپزشكي منتقل شدم تا در بخش معلولين كار كنم. بيهوشي براي اعمال دندانپزشكي معلولين. اگر موردي بود كه فردي معلول نياز به كار دندانپزشكي دارد ولي همكاري نميكند ميتوانيد به دانشكده دندانپزشكي يزد  خيابان امام خميني چهار راه فضاي سبز معرفي كنيد تا با بيهوشي عمومي كارهاي دندانپزشكي اش را انجام بديم. تلفن : 6212222-0351 بخش معلولين

مادر بيمار كه بچه منگلش را براي بيهوشي اورده بود پرسيد: بيهوشي روي سطح هوشي بچم اثر نداشته باشه؟ گفتم : چه عرض كنم؟

تو يه ماموريت اورژانس: مردجواني كنار خيابان خوابيده بود. اهسته صداش زدم و بيدارش كردم. پرسيدم: مواد مصرف كردي؟ گفته: نه به خدا. از وقتي كه از زندان ازاد شدم لب به شيشه نزدم. پرسيدم: كي از زندان ازاد شدي؟ گفت امروز صبح!!!    (از وقتي شيشه رايج شده ترياكي ها را ادم حسابي ميدانيم)

هرجور حساب ميكنم جور در نمياد كه يكنفر نيروي خدماتي 55 كيلوئي چطوري مريض بيهوش 135 كيلوئي را جابجا كرد به جائي نرسيدم!!!

آهنگ "كيو كيو بنگ بنگ" را شنيديد؟ چندي پيش روي وايت برد يكي از پايگاههاي اورژانس نوشته شده بود: كتك هم خوب خورديم. برادر! خاطرت هست؟