باز هم آخرین تزریق

مرد 55 ساله به خاطر تزريق سفترياكسون حساسيت داده بود و ما تنها چند دقيقه بعد رسيده بوديم.  يه درمانگاه كه متعلق به يكي از ارگانها بود. مرد براي تزريق سفترياكسون مراجعه كرده بود. به هر صورت سفترياكسون يك گرمي را توي يه سرم 500 سي سي ريخته بودند و به بيمار وصل كرده بودند. بعد از چند دقيقه بيمار به همسرش گفته بود كه : دارد حالم بد ميشود دكتر را خبر كن. موقعي كه دكتر رسيده بود حال بيمار بدتر شده بود. سعي ميكنند با تزريق هيدروكورتيزون مشكل را حل كنند ولي قبل از اماده شدن دارو حال بيمار وخيم ميشود و پرسنل درمانگاه دست و پايشان را گم ميكنند. به اور‍ژانس 115 متوسل ميشوند. وقتي رسيديم بيمار سيانوزه و دچار ايست تنفسي شده بود. نبض بيمار هم حس نميشد. از مانيتورينگ و الكتروشوك هم خبري نبود و بيمار رگ هم نداشت. ( احتمالا تزريق با اسكالپ وين انجام شده بود كه همان اول كار از رگ بيرون امده بود).عمليات احيا را شروع كرديم. سعي كردم به عنوان اولين اقدام براي بيمار لوله تراشه بكذارم ولي لارنگوسكوپي كه بهم دادند يه لارنگوسكوپ تيغه مستقيم اطفال بود كه نور خوبي هم نداشت و لوله اي هم كه داده بودن شماره 8/5 بود. ته حلق بيمار و تراشه اش هم بسيار متورم شده بود و به زور حتي شماره 6 ميخورد بهش. لارنگوسكوپ تو امبولانس را اوردند و لوله هفت هم پيدا كردند و به هر مكافاتي بود براي بيمار راه هوائي برقرار كرديم. در همان وقت همكارم لاين وريدي هم براي بيمار برقرار كرده بود. پس از تزريق ادرنالين  چون امكانات كافي نبودبيمار را به امبولانس منتقل كرديم و ضمن هماهنگي با مركز بيمار را به نزديكترين بيمارستان منتقل كرديم.در حين انتقال هم عمليات احيا ادامه داشت تا به بيمارستان رسيديم ولي با همه تلاشي كه شد بيمار يكساعت بعد كارش پايان يافته اعلام شد. هنوز اين سوالات در ذهنم هست كه: چرا در درمانگاهي كه به سيستم احيا و پرسنل كارازموده مجهز نيست سفترياكسون تزريق كرده بودند و انهم وريدي؟ چرا درمانگاه حتي يك پالس اكسيمتر ساده يا مانيتورينگ نداشت؟ چرا وقتي ما رسيديم بيمار رگ نداشت؟ چرا پرسنل درمانگاه به اصول اوليه مقابله با اينموارد اشنا نبودند؟ چرا بعد از تحويل بيمار به بيمارستان رئيس درمانگاه كه اطلاع كافي از جريانات نداشت به گزارش اورژانس ايراد ميگرفت و ضمن انكار تزريق سفترياكسون به بيمار از ما ميخواست گزارشمان را تصحيح!! كنيم؟

در حاليكه در درمانگاه هاي ديگر (مثلا درمانگاه سينا -بلوار نواب صفوي) اين موارد را قبلا به سادگي كنترل كرده بودند و وقتي ما رسيده بوديم بيمار مشكل حادي نداشت. در اين درمانگاه نتوانسته بودند هيچ كار موثري براي درمان بيمار انجام دهند. به هرصورت اين بيمار كه فوت شد ولي معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكي يزد بايد تمهيداتي بينديشد تا از تكرار اين موارد جلوگيري شود

28 ابان 90

نحوه بهوش اوردن فرد مثلا" بيهوش

همکاران اورژانس، زیاد به بیمارانی برخورده اند که به هر علتی تمارض کرده و خودشان را به بیهوشی میزنند. در این قبیل افراد برای بهوش اوردن، تحریکات دردناک و حتی ترساندن هم موثر نیست. بعضی از تزریق زیرپوستی آب مقطر یا چکاندن یک قطره الکل در بینی استفاده میکنند که اصلا انسانی نیست. من هم چندین مورد با چنین بیمارانی برخورده ام که یک روش بسیار ساده و موثر را برای بهوش آوردن این قبیل افراد بکار میبرم که در نوع خود میتواند آموزنده باشد.

اول اطراف بیمار را خلوت میکنم و یا در صورت لزوم به آمبولانس منتقل میکنم. بعد خیلی آرام بیمار را صدا میکنم. اگر جواب نداد، آهسته و درگوشی به او میگویم: همه رفتند و ما تنها هستیم. من تکنسین بیهوشی هستم و چند سال سابقه کار در اتاق عمل و آی سی یو دارم. به خوبی فرق بین آدم بیهوش و کسی که خودش را به بیهوشی زده است می فهمم. الان هم میدانم که تو خودت را به بیهوشی زده ای. پس قبل از اینکه این موضوع را به خانواده ات بگویم و آبرو ریزی را بیندازم چشم هایت را باز کن و به سولاتم جواب بده، من هم مشکلت را بررسی میکنم و سعی میکنم یک راه حل خوب برایش پیدا کنم.

در 99% موارد فرد به آرامی چشم هایش را باز میکند و به سوالاتم جواب میدهد. همیشه هم سعی میکنم که علت این کار را بفهمم و با خانواده اش صحبت کنم یا در صورت لزوم آنها را متقاعد کنم تا به روانپزشک مراجعه کنند.

در 1%  موارد هم بیمار واقعا بیهوش است و من اشتباه کرده ام که در این صورت چون بیمار بیهوش است حرفهای من را نمیشنود، مشکلی پیش نمی آید و طبق روال برخورد با بیماران بیهوش عمل میکنیم.