خواب من


خوابیدن من دو جور هست. نوع اولش مخصوص کشیک های شب و محیط های کاری هست که با اندک صدایی از خواب بیدار میشوم و فورا هم اماده کار میشوم. نوع دوم که مال خونه و استراحت هست که .....

ادامه نوشته

خونریزی شدید


وقتی پیچیدیم داخل کوچه، مردی را دیدیم که وسط کوچه داشت بالا و پایین میپرید و با دست اشاره میکرد: عجله کنید!......

ادامه نوشته


ادامه نوشته

دل کسی را نسوزانید، جزغاله کنید!


صبح اول وقت جیکی (پرایدم) با اولین استارت روشن شد ولی فقط دوثانیه روشن موند و باز رفت توی کما. بعد از دوسال میدونم که لازم نیست برم کاپوت رو بزنم بالا و بروبر نگاش کنم و همه سیمم های موتور را تکون بدم. کافیه فقط سوئیچ را ببندم و ده ثانیه صبر کنم، خودش درست میشه و دوباره استارت بزنم. نه اینکه فکر کنید.....

ادامه نوشته

مرگ در نمیزند!

امشب واقعا نمیدونستم چی بنویسم. ماجرا زیاد هست. از کدوم بنویسم؟ امروز به یکی گفتم که قصد دارم مطالبی بنویسم که کاربردی تر باشه. خب،، از اینجا شروع میکنم که:

زمان دانشجوئی خیلی فعال بودم. تقریبا همه اوقات بیکاریم تو اتاق عمل بودم. هرچی کاراموزی داشتم میرفتم. کار دانشجوئی هم میگرفتم ولی بازهم اضافه بر اینها اوقات بیکاری هم میرفتم اتاق عمل. تقریبا باهمه پرسنل اتاق عمل دوست شده بودم. شبی که طبق معمول از سر بیکاری رفته بودم اتاق عمل بیمارستان شهید رهنمون....

ادامه نوشته

پیرمرد روستائی


یک جراح  داشتیم که خیلی مغرور و باد دماغ بود. بطوریکه حتی زورش میومد جواب سلام کسی رو بده. البته تقریبا همه جراح ها بسیار افتاده و صمیمی هستند اما این یکی برعکس بود. یکروز توی اتاق عمل پیرمردی را اوردن برای عمل......

ادامه نوشته