جلو در خانه که رسیدیم انگار همه چیز عادی بود. دختر جوانی با چشمان اشک الود جلو در ایستاده بود. از امبولانس پیاده شدم و از دختر پرسیدم: چی شده؟ جوابی نداد و فقط با دستبه داخل خانه اشاره کرد. کیف اورژانس را از همکارم که تازه رسیده بود گرفتم و گفتم: ست احیا را بیار. با اینکه تازه کار بود ولی سطح معلومات خوبی داشت و از هر فرصتی برای یادگیری بیشتر استفاده میکرد. داخل خانه شدم . چند نفر زن کنار هال نشسته بودند و آروم گریه میکردند. در گوشه دیگری از هال یکنفر زیر پتو بود و صورتش را پوشانده بودند. کنارش نشستم و پتو را از روی صورتش پس زدم. پیرزنی بود که فوت کرده بود. از لوله معده ای که توی دماغش بود و ظاهر تکیده اش معلوم بود مدتها توی بستر بیماری بوده است. دستکش پوشیدم و برای اطمینان نبض و مردمک هایش را چک کردم. درست حدس زده بودم. یکی از زنها چاردست وپا خودش را به طرفم کشید و با گریه پرسید: حالش چطوره؟ انگار خودش هم میدانست حرف بیخودی زده است و دوباره زد زیر گریه. از زن پرسیده: چه مدت افتاده بوده؟ گفت: حدود دوسال. گفتم: خواست خدا بوده که از این وضعیت راحت بشه. زن درحالیکه گریه میکرد گفت: حالا نمیشه کاری کرد؟ اکسیژنی، چیزی، کاری نمیشه کرد؟ گفتم: نه دیگه کار از کار گذشته. برگشتم که به همکارم بگم: وسایل رو جمع کن بریم. که فکری به ذهنم رسید. فرصتی برای اموزش!

بهش گفتم: وسایلت رو باز کن و لوله تنفسی براش بذار. با تعجب بهم نگاه کرد. چون لوله گذاری داخل تراشه1 کاری تخصصی و خیلی سخت است که تنها درصد کمی از کادر درمان بلد هستند. دوباره با تاکید بهش گفتم: براش لوله تنفسی بذار! اطاعت کرد و وسایل را باز کرد و به ترتیب کنار سر متوفی گذاشت و گفت: آماده است. گفتم: خودت بذار! با تردید و دودلی لارنگوسکوپ2 را برداشت و شروع کرد. به زنی که جلو امده بود گفتم: با اینکه کار از کار گذشته ولی شانسی یه امتحانی میکنیم شاید اتفاقی افتاد. لوله تراشه اکبند و استریل را که کنار دستش بود برداشتم و داخل کیف گذاشتم و یک لوله که قبلا بسته بندی ان باز شده بود و استریل نبود، کنار دستش گذاشتم. خواست حرفی بزند ولی منصرف شد. لوله را برداشت و توی دستش جابجا کرد. پرسیدم؟ دهانه تراشه را دیدی؟ گفت: فکر میکنم دیدم. خم شدم و داخل حلق را نگاه کردم. چیزی معلوم نبود. دستش را که به دور دسته لارنگوسکوپ حلقه شده بود گرفتم و کمی به طرف بالا کشیدم و پرسیدم: حالا چی؟ میبینی؟ گفت: اره میبینم. گفتم خوبه، حالا سعی کن بدون اینکه نوک لوله به جائی بخوره بفرستیش داخل تراشه. با دقت لوله را فرستاد داخل و گفت: اره شد! کاف لوله3 را باد کردم و با دستم انتهای لوله را گرفتم که بیرون نیادو بهش گفتم: امبو4 را بده من و گوشی رو بردار و چک کن ببین جای لوله درسته یا نه. امبو را وصل کردم و وقتی گوشی رو روی سینه متوفی گذاشت، تنفس دادم. وسط و چپ و راست را امتحان کرد و گفت: درسته.

زن همینطور داشت به ما نگاه میکرد. سری تکان دادم و گفتم: فایده ای نداشت. بعد به همکارم گفتم: لوله را بیرون بیار. اونم همونطوری با کاف پر از باد لوله را بیرون کشید. از ناشی گری اش حرصم گرفت ولی چیزی نگفتم.

برگشتم که وسایل را جمع کنم که یهو مرد جوانی را بالای سرم دیدم. قیافه اش خیلی اشنا بود. ناگهان متوجه شدم که از پرسنل درمانی بیمارستان شهید صدوقی هست.سلام و احوالپرسی کردم و پرسیدم: شما ؟ اینجا؟ گفت: متوفی مادربزرگم بود. شوکه شدم، درمانده بودم که چی بگم؟ همه ترسم از این بود  شاکی بشه که از جسد مادربزرگش برای اموزش همکارم استفاده کرده بودم. گفتم: خدا بیامرزدش و به شما هم صبر بده.  سرم را پائین انداختم و به همکارم گفتم: زود جمع کن بریم. سوتی بدی داده بودم. بیرون که امدیم مرد جوان هم دنبالمان بیرون امد و تا پیش امبولانس بدرقه مان کرد و تشکر کرد. بریده بریده ازش معذرت خواهی کردم. ولی او با خونسردی گفت: مساله ای نیست، امیدوارم ثواب اینکار به روح مادربزرگم برسه.

سوار ماشین شدیم و راه افتادیم. وقتی وارد خیابان شدیم همکارم گفت: حالا فهمیدم برای چی لوله هائی که بسته بندیشان پاره شده و بدرد نمیخورد شما نگه میدارید، از اونا برای اموزش استفاده میکنید! گفتم: دقیقا همینطوره. گفت: ولی نفهمیدم قضیه ثواب و روح اون مرحوم چیه؟ گفتم: وقتی که تو اینکار رو یاد بگیری و بعدا بتونی جون یکی رو با اینکار نجات بدی همه کسانی که به نحوی تو اموزش تو شریک بودن ثواب میبرن حتی اون مرحوم. حالا متوجه شدی قضیه چیه؟ در ضمن وقتی میخوای لوله تراشه را بیرون بیاری حتما باید بادش رو خالی کرده باشی وگرنه به مریض آسیب جدی وارد میشه، شانس اوردی که اینبار مرده بود ........

توضیحات:

1-لوله گذاری داخل تراشه: گذاشتن لوله مخصوص داخل ریه برای دادن تنفس مصنوعی

2-لارنگوسکوپ: وسیله ای است که نوک ان دارای چراغ است و برای گذاشتن لوله تراشه استفاده میشود

3- کاف: قسمتی از لوله تراشه که به شکل بادکنک است و مانع نشت هوا از اطراف لوله میشود

4- آمبو: وسیله ای برای دادن تنفس مصنوعی